چرا باران؟
مگر بر آسمان چه می بینی؟
که با شدت به قلب خاک میکوبی
من از پایین کبودیها بر دل ابرها می بینم
تو از بالا چه بر قلب سیاه ما می بینی؟
چه می بینی؟
چه می بینی؟
خدا رفته از این قلب سیاه ما
چه می گریی؟
بر آن قلبی که می میرد
چه آسان بی صدا بی اشک می گرید
چه آسان ما شکستیم و نمی میریم
چه آسان ما شکستیم و ...
ببار
ببار باران
بشوی اشکهای خشک از روی ما
بپوشان غم از درون ما
تو هستی آخرین پناه ما
ببار بر سوگ اشکهای بی نشان ما زمینی ها
بهزاد
|